**«تپههای چون فیلهای سفید»** نوشتهٔ **ارنست همینگوی** داستان کوتاهی مینیمالیستی و گفتوگومحور است که در ایستگاه قطاری در اسپانیا جریان دارد.
داستان بر گفتوگوی ظاهراً سادهٔ یک زن و مرد میگردد، اما پشت این مکالمهٔ کوتاه، **بحرانی عاطفی و تصمیمی دشوار** پنهان شده است. تپههای سفیدرنگِ دوردست، نمادی از چیزهاییاند که شخصیتها دربارهشان حرف نمیزنند ولی میانشان سنگینی میکند.
اثری فشرده و نمادین دربارهٔ **انتخاب، سکوت و تنشهای پنهان در روابط انسانی**.